آسمانی دیگر
 
 
جمعه 31 شهریور 1391 :: نویسنده : یه دوست


ای مهربان خدای!

گم گشته ام تو بودی و کردم چو دیده باز

دیدم به آسمان و زمین و به بام و در

تابنده نور توست

هرجا ظهور توست

دیدم به هیچ نقطه تهی نیست جای تو

خوش می درخشد از همه سو  جلوه های تو

...

ای نازنین خدای!

احساس می کنم که در سرشت من

سوزنده، یک نیاز

داغ نیاز را نزداید ز سینه ام

جز لذت پرستش و جز نشئه وصال

مخموری مرا به جز این من، علاج نیست

مطلب عیان بود،به بیان احتیاج نیست

 

ای مهربان خدای!

 تو، راز جان و مایه ی سرمستی منی

تو هستی منی

در عمق فکر و پرده جانم تویی، تویی

آرام دل، فروغ روانم تویی، تویی

هرجا نگاه می دود، آنجا نشان توست

روشنگر وجود، رخ دلستان توست.

منبع: راز نماز






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



نظریه یک دانشمند درباره انسان

 

روزی از دانشمندی ریاضی دان نظرش را درباره انسان ها پرسیدند.

جواب داد: اگر انسان ها دارای ( اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یک =۱

اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک می  گذاریم =۱۰

اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یک می گذاریم =۱۰۰
اگر دارای (اصل و نصب) هم باشند پس سه تا صفر جلوی عدد یک می گذاریم =۱۰۰۰

ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق)، چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ نیست، پس آن انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت.

 






نوع مطلب :
برچسب ها : تربیتی،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 30 آبان 1392 :: نویسنده : یه دوست

عدالت و لطف خدا

 

زنى به حضور حضرت داوود (ع) آمد و گفت: اى پیامبر خدا پروردگار تو ظالم است یا عادل؟

داوود (ع) فرمود: خداوند عادلى است که هرگز ظلم نمى کند.

سپس فرمود: مگر چه حادثه اى براى تو رخ داده است که این سؤال را مى کنى؟

زن گفت: من بیوه زن هستم و سه دختر دارم، با دستم ریسندگى مى کنم، دیروز شال بافته خود را در میان پارچه اى گذاشته بودم و به طرف بازار مى بردم تا بفروشم و با پول آن غذاى کودکانم را تهیه سازم ، ناگهان پرنده اى آمد و آن پارچه را از دستم ربود و برد و تهیدست و محزون ماندم و چیزى ندارم که معاش کودکانم را تأمین نمایم .

هنوز سخن زن تمام نشده بود که ...

در خانه داوود (ع) را زدند، حضرت اجازه وارد شدن به خانه را داد، ناگهان ده نفر تاجر به حضور داوود (ع) آمدند و هر کدام صد دینار (جمعاً هزار دینار) نزد آن حضرت گذاردند و عرض کردند: این پولها را به مستحقش بدهید. حضرت داوود (ع) از آن ها پرسید: علت این که شما دسته جمعى این مبلغ را به اینجا آورده اید چیست ؟ عرض کردند: ما سوار کشتى بودیم، طوفانى برخاست، کشتى آسیب دید و نزدیک بود غرق گردد و همه ما به هلاکت برسیم، ناگهان پرنده اى دیدیم، پارچه سرخ بسته اى به سوى ما انداخت، آن را گشودیم، در آن شال بافته دیدیم، به وسیله آن مورد آسیب دیده کشتى را محکم بستیم و کشتى بى خطر گردید و سپس طوفان آرام شد و به ساحل رسیدیم و ما هنگام خطر نذر کردیم که اگر نجات یابیم هر کدام صد دینار، بپردازیم و اکنون این مبلغ را که هزار دینار از ده نفر ماست به حضورت آورده ایم تا هر که را بخواهى، به او صدقه بدهى.

حضرت داوود (ع) به زن متوجه شد و به او فرمود: پروردگار تو در دریا براى تو هدیه مى فرستد، ولى تو او را ظالم مى خوانى ؟ سپس ‍ هزار دینار را به آن زن داد و فرمود: این پول را در تأمین معاش کودکانت مصرف کن، خداوند به حال و روزگار تو، آگاهتر از دیگران است.

 

منبع: داستانک

 






نوع مطلب :
برچسب ها : داستان،
لینک های مرتبط :


شنبه 18 آبان 1392 :: نویسنده : یه دوست

چه هدیه می دهیم؟


مردی خانه ای زیبا که حیاطی پر از درختان میوه داشت خرید. در همسایگی او مردی حسود که خانه ای قدیمی داشت، زندگی می کرد و با گذاشتن آشغال در جلوی در خانه اش در پی آزار او بود.

یک روز صبح مرد سطل زباله را تمیز کرد و آن را از میوه های تازه ی حیاط خانه اش پر کرد تا برای همسایه اش ببرد. وقتی همسایه صدای در زدن او را شنید، خوشحال شد و گفت این بار برای دعوا آمده، در را باز کرد، مرد به او یک سطل، پر از میوه های تازه داد و گفت: هر کس آن چیزی را با دیگری قسمت می کند که از آن بیشتر دارد.


ما به دیگران چه هدیه ای می دهیم؟؟؟







نوع مطلب :
برچسب ها : داستان،
لینک های مرتبط :



آثار تربیتی عزاداری امام حسین(علیه‌السلام)


الف) ایجاد فضای معنوی

معنویت و فضای معنوی، نیاز همیشگی انسان‌هاست. عزداری برای سیدالشهدا(علیه ‌السلام) یكی از برترین فضاهای معنوی و روحانی را برای انسان آماده می‌سازد. به هم پیوستگی عاطفی انسان‌هایی كه عشق یك دلدار را فریاد می‌زنند، اعمال مشتركی را به صورت هماهنگ انجام می‌دهند، رو به سوی یك محبوب دارد و او را الگوی خویش می‌شناسند، چنان معنویتی را به وجود می‌آورد كه در جاهای دیگر كمتر مشاهده می‌كنیم.

ب) تزكیه نفس و پالایش روح

یكی از آثار عزاداری امام حسین(علیه‌السلام) زدودن نفس از زشتی‌ها، پالایش روح از رذایل اخلاقی است؛ چرا كه عاشورا دو صحنه دارد، صحنه زشتی‌ها و رذیلت‌ها و صحنه زیبایی‌ها و خوبی‌ها.

از آنجا كه در عزاداری‌ها، هر دو صحنه بیان می‌شود و به ویژه صحنه زشتی‌ها و جفاكاری‌های سپاه یزید از آن رو كه مظلومیت بیش‌تری را در تنور حادثه می‌دهد، بیش‌تر بیان می‌گردد، ناخودآگاه سبب انزجار روحی افراد از خصایص ناپسند همچون ظلم، قتل، كشتار، درنده خویی، نقض عهد، دورویی و نفاق و... خواهد شد و این یعنی همان پالایش روحی و تزكیه اخلاقی.

 




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : مناسبت ها،
لینک های مرتبط :


جمعه 10 آبان 1392 :: نویسنده : یه دوست

آموزگار ایثار

 

در جبهه، شهید فهمیده به اتفاق دوست شهیدش "محمدرضا شمس"، در سنگری واحد قرار داشت كه در هجوم عراقی ها به خرمشهر محاصره شد. محمدرضا شمس دوست و همسنگر حسین زخمی شد و حسین با سختی و مرارت فراوان او را به پشت خط رساند. و به جایگاه قبلی خود بازگشت. او با مشاهده تانكهای عراقی (ظاهراً 5 دستگاه تانك) كه به طرف رزمندگان اسلام هجوم آورده و در صدد محاصره و قتل عام آنها بودند، تاب نیاوردند و در حالی كه تعدادی نارنجك به كمرش بسته و در دستش گرفته بود، به طرف تانك ها حركت كرد. در این هنگام تیری به پایش اصابت كرد و او از ناحیه پا مجروح شد؛ اما نتوانست در اراده محكم و عزم پولادین او خللی ایجاد كند، از این رو بدون هیچ دغدغه و تردیدی تصمیم خود را عملی ساخت و از لابلای امواج تیر كه از هر سو به طرف او می آمد، خود را به تانك پیشرو رساند و با استفاده از نارنجك، موفق شد كه تانك را منفجر كند و خود نیز تكه تكه شود. به مجرد انفجار تانك مهاجمان گمان كردند كه حمله ای صورت گرفته است، لذا روحیه خود را باختند و با سرعت هرچه تمامتر تانك ها را رها كردند و پا به فرار گذاشتند. در نتیجه، حلقه محاصره شكسته شد و پس از مدتی نیروهای كمكی هم سر رسیدند و آن قسمت را از وجود متجاوزان پاكسازی كردند.


منبع: یاران امین






نوع مطلب :
برچسب ها : مناسبت ها،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 7 آبان 1392 :: نویسنده : یه دوست

آغاز دانستن


مقابل آینه که می ایستی، احساس می کنی عوض شدی، بزرگ شدی؛ آن قدر بزرگ که دیگر بزرگ ترها نگویند: «بچه»!

قد کشیدی، بلندتر شدی؛ دیگر حسرت قدبلندی بابا را نمی خوری! احساس می کنی که جهانت عوض شده. عواطفت، جور دیگری شده. می خواهی افق های دور دست را به تماشا بایستی. بازی های کودکانه دیگر سرگرمت نمی کنند. عطش یکریز «فهمیدن»، «درک کردن» و دنیا را دیدن و شناختن.

تو بزرگ شدی. کارهای بزرگ، یک لحظه رهایت نمی کنند.

دیگر چهاردیواری اتاقت برای قدم زدن و فکر کردن کوچک است.




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : مناسبت ها،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 38 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : یه دوست
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو